|
سلام همین 9 پست قبل بود که نوشته بودم ترم 3 شروع شد , حالا باید بگم ترم 3 تمام شد و ترم 4 شروع شد.همیشه همینطوره و همینطور می مونه , تیک تیک ثانیه ها همیشه خبر از تمام شدن و شروع شدن یک چیز به ما میدن ؛ تا چشمی بر هم بزنی همه چیز تمام شده , من هیچ وقت دلم نمی خواد زمان برگرده عقب چون سعی میکنم در زمان حال کاری رو انجام بدم که بعد ها آرزوی برگشت به اون زمان رو نکنم.می تونم بگم مفیدترین زمان از این زندگیه 20 ساله ام همین ترم 3 بود , چه از نظر درسی و چه کاری و چه از نظره فکری . من همیشه این سوال تو ذهنم بود که چرا خدا ماها رو خلق کرده , البته من نتونستم جواب این سوال و پیدا کنم از بعضی ها هم سوال کردم ولی به جای جواب صورت مسئله رو پاک کردن.ولی من این رو فهمیدم که دنیا ی خلقت چه از نظر ماوراء و چه از نظر مادی از یک قانون خاص پیروی میکنه , این قانون به این صورت است که هر کاری که انجام دادی متقابلا روی شما انجام میگیره تو این قانون زمان و مکان معنی نداره یعنی اگر حق کسی رو خوردی ممکنه تا 20 سال یا اصلا هیچوفت حق شما رو نخورن , ولی یک زمان دیگه حق نسل آیندت رو به مقدار بیشتری می خورن . حالا این یکم پیچیده بود مثال های دیگه ای هم هست که واضح است مثلا اگر شما استراحت کردین مطمئنا خستگیتون رفع میشه؛اگه به دوستتون ناسزا گفتین باهاتون قهر میشه ؛ اگه مسافرت رفتین پولاتون خرج میشه ؛اگه با دوستان بد گشتید به راه بد کشیده می شید, اگه درس خوندین علم تون زیاد میشه . در مقابلش هر کسی این کارا رو انجام نداد تاثیراتش هم نمی بینه . و این قانون که قانون جهان خلقت است که هر کسی اون چیزی که تو ذهنشه براش اتفاق میوفته و هر کسی که تلاش کنه تاثیرات مثبتش رو میبینه و به نظر من هر کسی به اندازه ی لیاقتش از این دنیا و اون دنیا سهم داره . پس اگه این قانون ها رو ما بلد باشیم و بتونیم اونها رو اجرا کنیم همیشه موفق هستیم . و هیچ وقت از هیچ کس به خاطره کار نکرده طلب کار نمیشیم و وقتی کسی رو در کمال آسایش و امکانات میبینیم هیچ وقت احساس حسادت ازاون و تنفر از خود نمی کنیم چرا که می فهمیم اون حتما لیاقتش بیشتر از ما بوده . به نظره من این قانون خیلی ساده و واضح است و محدود به یک دین خواص نیست و حتی بت پرستان و کافران هم میتونن این قانون رو اجراکنن و از زندگیشون لذت ببرن . به نظر شخص خودم هدف اسلام از قرآن و پیامبر و نمازو روزه و ...... فهموندن این قانون به این موجود دو پا بوده ؛ پس اگه به این قانون پی بردی و درکش کردی واجراش کردی بفهم که تو این دنیا مثبتی . ولی متاسفانه در کشور خودمون به جای پیروی از این قانون روخوانی از متن این قانون یعنی قرآن و نماز و ......... میکنن ؛ به نظره من اگر این کارا رو انجام ندن (چه بهتره که انجام بدن ) و فقط قانون رو اجراکنن ثواب شون صدها برابر میشه و این حرف رو همیشه میزنم ؛ هیچ نیاز نیست کسی از این قانون پیروی کنه ؛ و کسی هم جلو دارت نیست ؛ پس اگر فقط تو پی روی کنی کافیه.تو پستها ی بعد بیشتر صحبت میکنم در مورده این مسائل . حالا بگزریم , میگفتم ترم 4 ما از فردا داره شروع میشه , دو تا استاد جدید گیرمون اومده , یکیشون و خودم اوردم , همشهریه خودمونه . دیگه خسته شده بودیم از اون استاد قبلیمون ؛ زنه خوبیه ولی اینجور که نمی شد تمام درسها مون رو با اون بگیریم ؛دیگه بسشه زیادیش میشه , البته این ترم یکی دو تا درس باهاش داریم .خوب دیگه چی می خواستم بگم ؟؟!! ..................... اهان ما 20 این ماه یعنی دیرتر از همه ترممون تموم شد ؛ خیلی نامردیه آخه ما ترممون هم زود شروع شد , یادمه 25 شهریور رفتیم دانشگاه , ولی مهم نیست بلاخره که تمون شد .فقط یک هفته هم استراحت بین دو ترممون بود. جاتون خالی پنجشنبه ی قبل با بروبکس معماری رفتیم صحرا مهدی جون زحمت کشید ترتیب نهار رو داد خودش هم همه کارش کرد , خوش به حاله زنش؛ما هم زحمت کشیدیم خوردیم .عکسهایی که میبینید, هم ماله اون روزه هم عکسهایی که تو طوله ترم گرقتم و هم بهترین کارایی که تو ترم 3 انجام دادم: (اگه کار دارید و سرعت نت پایینه بهتره منتظره عکسها نباشید چون بیشتر تخصصیه.) این طراحی ها مربوط میشه به پروژه ی خانه ی مسکونی واسه درسه مقدمات طراحی ۲*۲۴/۱۰/۸۶ تکنیک آبرنگ و سیاه قلم این طراحی ها هم مربوط میشه به درس مقدمات طراحی ۲ پروژه ی دکه ی اطلاع رسانی به توریست*تکنیک سیاه قلم با ماژیک راندو *۲۰/۱۱/۸۶ این هم ماکتش: میگن پست مردونه بای تا ............................................. *۳۳* + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 17:0 توسط 'HAMOST |
گویی نشد آنچه که شد * همه شدند آنچه نباید می شدند سلامممممممممممممممممم عجب شعری گفتم !!! بچه ها من اومدم . جاتون خالی با برو بچز (ایماکس و علی درارا ) رفتیم شیراز 3 رفتیم 7 اومدیم . عجب حالی داد ....... البته واسه حال و حول نرفتیم , اونجا نمایشگاه دکوراسیونه داخلی بود رفتیم یه دید بزنیم , ولی زیاد تعریفی نبود !! بیشتر به نمایشگاه مبلمان میوند تا مصالح و از این جور چیزا ,اونجا یکی از بچه ها بهمون حال داد و کلید خونشون رو بهمون داد اونجا تلپ شدیم .پنجم از طرف دانشگاهمون هم اومدن اونجا ولی زودی برگشتن ( آدمهای بیکار , واسه 3 ساعت اومدن و رفتن!! ) راستی یه چی میگم مسخره نکنید .................... بلاخره برف دیدمممممممممممممممممممممم... *راستی یه چیز میگم دخترهای ل ا ر ی ل و س نشن : قربونه دخترهای ل اری که حداقل حجب و حیا دارن (البته ت ع د ا د م ح د و د ی), من نمیدونم کی شوهر اون دخترهای به ظاهر خوشکل انسان نما اونجا میشه ؟؟ واقعا که یک لحظه نگاه کردن به اونها هم حرامه هیفه فکر و هیفه چشم که نگاه اونها کنه !!!! من فکر کنم دیگه ارزش زن یا دختر از بین رفته ولی بازم اصلا مهم نیست چون آدم خودش آدم باشه بسه دیگه نیازی نیست همه آدم باشن, بزار همه هر کاری بخوان بکنن تو کاره خودت رو بکن ( بهترین کار همینه و بس ). چند تا عکس از نمایشگاه واستون میزارم ببینید. + نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386 10:0 توسط 'HAMOST |
|
| ||||||