|
عجب دنیاییه والا از یک ثانیه بعدت خبر نداری !!!
همین یک ماه قبل بود که روزی دو تا فیلم نگاه می کردم و تا صبح بیدار بودم و پای اینترنت حال می کردم. حالا شده دقیق بر عکسش وقت سر خاروندن ندارم از صبح ساعت ۷ بیدار باید بشی بری سره کار و بار تا ۲ بعد یه چی بخوری و بخوابی و بعد ۵ تا ۹ بری دوباره سر کار از اونور هم روزی سه روز بری دانشگاه و بعدش کلی تحقیق و ماکت و طراحی بهت میدن میگن هفته ی دیگه همش بیار بی وجدانها یکم مراعات هم نمیکنن هر استادی یه چی ازمون میخواد . این هفته هم کوییز استاتیک داریم اوووف نصیبه گرگ بیابون نکنه فقط کافیه ۵دقیقه بشینی گوش بدی دیگه مخت میشه کشک . خدا این ترم رو به خیر بگذران آمیییییییییییییییین *۲۵* + نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386 2:23 توسط 'HAMOST |
سلام ترم3 هم شروع شد ؛ انگار همین دیروز بود که پروره آخره ترم 2 رو تحویل دادیم؛ به همین راحتی گذشت؛البته به من که سخت گذشت ؛ ترم تابستونه نفسم رو بریده بود؛ ۶/۲۷ شروع شد البته اولش فرمالیته بود ؛ در اصل ازدیروز 3/7/86 شروع شد . 3 روز در هفته کلاس داریم ار صبح تا شب , خیلی جالبه چون ترم اول یک روز در هفته داشتیم ؛ ترم دوم دو روز در هفته؛ حالا هم که ترم 3 هست سه روز در هفته داریم. این ترم دیگه حسابی فاتحمون خونده هست از همه لحاظ ؛ از همین اول ترم سه با زجر شروع شد ؛ یعنی با دل روزه از صبح تا شب سره کلاس نشستنه؛ ولی قصد کردم که دیگه از دسته کار زیاد و سختی ناله و زاری نکنم ؛ چون هیچ دردی رو دوا نمیکنه جزء این که نمک میریزه رو درده آدم. راستی ار نیمه شهریور رفتم سراغ کار کردن؛ البته نه کاره کارگری ؛ تو این کار خودم ارباب خودمم؛ یه کانون تبلیغاتی هست که با برادرم و یکی از رفیقام (ایمان) انشاالله کم کم داریم راهش می ندازیم ؛ دیگه تو این مملکت اگه بخوای فقط درس بخونی به جایی نمی رسی ؛از خدا می خوام یه پشتکار و سخت کوشی بهم بده تا بتونم هم دانشگاه و درسم رو ادامه بدم هم کارم رو به نحو احسنت ادامه بدم. نماز روزتون قبول حق *۲۴* + نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386 23:51 توسط 'HAMOST |
|
| ||||||