|
سلام يعني ميشه يه روز ما هم به اوني كه ميخوايم برسيم؟؟ زندگيم شده درد رنج عذاب وجدان... دانشگاه از يه طرف ؛ استادمون هم حالش خوب نيست همين طور ميگه ماكت درست كنيد ؛ديشب تا ساعت 30/4 داشتم ماكت درست ميكردم از يه طرف درسهاي تئوريم كه هفته ي ديگه امتحان داريم و فكر نكنم خوب بشه... از يه طرف ؛ اون فيلم ترسناكي كه ديدمو شبها خوابم نمي بره ؛تا ديشب به خاطر اين خوابم نمي برد حالا به خاطر عذاب وجدان... فردا هم بايد ساعت 6 يعني ۲ ساعت ديگه بيدار بشم برم دانشگاه ، به سلامتي هم آخرين روزه ترم 2 هست ... از یه طرف کامپیوترم پره ویروس شده همش ریستارت میکنه حوصله هم ندارم برم ویروس گش روش نصب کنم... از يه طرف ديگه يه قضيه هست كه از 12/4/84 پاچه ي ما رو گرفته ول هم نمي کنه(البته راستشو بخواين خودم پاچشو گرفتم )الآن نزديكه 2 ساله ديگه ديوونم كرده كم كم داره گندش در مياد ؛ خيلي ها هم از خودم تو اين قضيه رنجوندم ، روز به روز داره بدتر ميشه(آش نخورده و دهن سوخته) هر كاري هم ميكنم كه از ياده خودم ببرم نميشه ؛ البته من دانشگاه قبول شدنم رو مديونه اين قضيه هستم وگر نه من فكرشم نميكردم دانشگاه قبول بشم؛ يه منقعت هايي رو برام داشت يه ضرر هايي هم داشت ولي منفعتش بيشتر بود .... بايد به يه روانشناسه خوب مراجعه كنم(اگه كسي سراغ داره معرفي كنه) ديگه خسته شدم ؛فقط مي خوام يه دريا گريه كنم و تو اون دريا غرق بشم...(اگه شنيديد من خودكشي كردم به خاطره اون قضيه بوده) مي خوام ديگه اون قضيه رو حداقل تا چند مدت فراموش كنم از خودم بدم ميآد تا به هر كي ميرسم سفره ي دلم و براش باز ميكنم ؛ از اين خصوصيتم بدم ميآد آخر يه زور به ضررم تموم ميشه... ديگه ميخوام تا چند مدت از دنياي مجازي به دور باشم ... ديگه چت و مت كردن و ميخوام تا چند مدت بزارم كنار... ديگه از اين به بعد كارت اينترنت نمي خرم..... ديگه ميخوام اون قضيه رو فراموش كنم....... بايد تو تابستون خودمو مشغول كنم تا يادم بره.... برام دعا كنيد تا اين قضيه ختم به خير بشه............ وسلام تا يه مدت آپ كردن شد تمام. نقطه سر خطي وجود نداره. *۱۵* + نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386 4:17 توسط 'HAMOST |
|
| ||||||